
به گزارش خبرنگار تابناک در استان قزوین، «داوود کیا» آرایشگری مازندرانی از دیار شیرود و تنکابن، نزدیک به ۲۷ سال است که با قیچی و شانه زندگی میکند. او سالهایی را در مازندران گذرانده و اکنون حدود ۱۷ سال است که در قزوین، ساکنان و به مردم این استان را خدمت میکند. اما آنچه نام او را از ویترین آرایشگاهها فراتر برده، نه مهارت در کوتاه کردن مو، بلکه مرامی انسانی است که به حرفهاش پیوند زده است.
وی در گفتوگو با خبرنگار تابناک در استان قزوین، با زبانی ساده اما صمیمی، فلسفه کارش را چنین روایت میکند: برای من فرقی ندارد داماد پولدار باشد یا کمبرخوردار؛ وقتی برای آغاز زندگی مشترکش به اینجا میآید، اصلاحش رایگان است. دوست دارم داماد با دل خوش و لبخند از اینجا بیرون برود.
این اقدام که به گفته او با هدف کاهش بخشی از بار مالی ازدواج جوانان انجام میشود، در نوع خود ابتکاری قابل تأمل است؛ در شرایطی که هزینههای آرایشگاه و پیرایش داماد نیز به فهرست بلند مخارج مراسم افزوده شده، چنین حرکتی میتواند الگویی برای سایر صنوف باشد.
این آرایشگر قزوینی اما به حمایت از دامادها بسنده نکرده است. افراد کمبرخوردار نیز میتوانند از خدمات مجموعه او با ۵۰ درصد تخفیف بهرهمند شوند. به گفته کیا، هدف آن است که شرایط اقتصادی، مانعی برای دسترسی افراد به خدمات ضروری نباشد و هرکس متناسب با توان مالی خود، خدمتی درخور دریافت کند.
در اقدامی قابل توجه و پس از رایزنی یکی از خبرنگاران دلسوز استان، تخفیف ویژهای نیز برای جامعه رسانهای قزوین در نظر گرفته شده است. بر این اساس، خبرنگاران این استان میتوانند از خدمات مجموعه با ۷۵ درصد تخفیف بهرهمند شوند؛ اقدامی که به تعبیر وی، ادای احترامی کوچک به زحمات بیادعای خبرنگارانی است که در مسیر اطلاعرسانی و خدمت به جامعه تلاش میکنند.
یکی دیگر از جلوههای انسانی فعالیت این مجموعه، توجه ویژه به کودکان است. کیا میگوید کودکانی که شرایط خاص دارند یا خانوادههایشان توان پرداخت هزینه اصلاح را ندارند، میتوانند بدون هیچ پرداختی از خدمات آرایشگاه بهرهمند شوند. برای خانوادههایی که اصلاح موی کودکِ بیقرار یا دارای شرایط ویژه، تجربهای دشوار و گاه پرهزینه است، این همراهی میتواند تسکینی واقعی باشد.
انگیزه این اقدامات اما ریشه در باورهایی عمیقتر دارد. کیا بخشی از این مسیر را به یاد پدر، مادر و بستگان از دسترفتهاش دنبال میکند و میگوید این کار را با عشق به زادگاهش، بهویژه مردم شیرود و تنکابن، انجام میدهد. ما چهار، پنج نفر در این مجموعه کار میکنیم و از همین راه زندگیمان را میگذرانیم؛ اما معتقدم اگر بتوانیم در کنار کار و درآمد، گرهای از کار کسی باز کنیم، ارزش زیادی دارد.
داوود کیا سالهاست با قیچی و شانه کار میکند، اما آنچه او را در میان مردم متمایز کرده، تصمیمی است که پشت این ابزارها ایستاده است؛ تصمیمی برای سهیم شدن در شادی دیگران. اینجا داماد هزینهای نمیپردازد، با لبخند از آرایشگاه بیرون میرود و راهی خانه بخت میشود. شاید همین لبخند، زیباترین دستمزدی باشد که یک آرایشگر میتواند دریافت کند.
در روزگاری که اخبار تلخ اقتصادی و اجتماعی، اذهان عمومی را میآزارد، روایتهایی از این دست، یادآور سرمایههای انسانیای است که هنوز در جامعه جریان دارند؛ سرمایههایی که اگر دیده شوند و تکثیر یابند، شاید بتوانند بخشی از بار سنگین زندگی را سبکتر کنند.
این گزارش، نه تنها یک خبر، بلکه یک دعوت است؛ دعوت از سایر صنوف و کسبه برای تأمل در این پرسش که ما چه سهمی در شادی دیگران داریم؟