
به گزارش خبرنگار تابناک از استان تهران، روستای سنجریان که در فاصله تنها ۵ کیلومتری شرق تهران و در مجاورت شهر پردیس قرار دارد، با وجود قدمت چند صد ساله، همچنان یکی از محرومترین نقاط استان تهران از نظر دسترسی به امکانات اولیه به شمار میرود. آنچه این محرومیت را به یک چالش جدی تبدیل کرده، توقف پروژههای عمرانی و گازرسانی است.
مشکل اصلی؛ طرح هادی در تله محیط زیست
«سعید صوری» دهیار روستای سنجریان، در گفتوگو با خبرنگار تابناک دلیل اصلی عدم گازرسانی را تشریح کرد و گفت که متاسفانه روستا در پهنه زیست محیطی و منطقه چهارگانه قرار گرفته و طرح هادی این روستا بعد از گذشت تقریباً ۲۰ سال دوندگی امسال تصویب شده، اما محیط زیست به خاطر پهنه زیست محیطی مخالفت کرده است. به گفته دهیار، همین امر باعث شده که زیرساختهای روستا ناقص بماند و هنوز گازرسانی به آن انجام نشود. وی همچنین به وضعیت معابر اشاره کرد که با جلوگیری محیط زیست، امکان ورود آسفالت و هرگونه مصالح جهت عمران آبادی وجود ندارد.
نانوایی تعطیل، سفرهها سرد

با سرد شدن هوا، معیشت روزمره اهالی با بحران مواجه می شود. یکی از ساکنان قدیمی روستا با گلایه به خبرنگار تابناک گفت که مهمترین مشکل سوخت است و با وجود اینکه روستای سنجریان چند قدمی تهران قرار دارد، نانوایی به خاطر نداشتن سوخت تعطیل شده است. وی تأکید کرد که شهرستانهای خیلی دور و دهات بسیار دور همه امکانات را دارند، اما اینجا فاقد همه چیز است.
یکی دیگر از اهالی با اشاره به هزینههای گزاف تأمین سوخت اظهار کرد که برای تهیه یک سیلندر گاز باید ۵۵۰ هزار تومان هزینه کند وبا این مبلغ هم به راحتی پیدا نمیکند و از اسفند ماه پارسال دیگر نفت برای آنها نیامده و اصلاً نفت ندارند.
مهاجرت اجباری جوانان؛ خاموشی تدریجی روستا

نبود امکانات اولیه نه تنها زندگی را برای ساکنان فعلی دشوار کرده، بلکه آینده این روستای تاریخی را نیز تهدید میکند. یک بانوی میان سال که خود ۴۵ سال در این روستا زندگی میکند، در این باره به تابناک گفت که جوانان دارند مهاجرت میکنند و میروند تهران و بیشترین علت مهاجرت جوانان به تهران، کمبود امکانات است. وی با اشاره به همکاری اهالی در دوران دفاع مقدس افزود که مردم این روستا مردمانی غیور هستند و در جنگها کمکهای بسیاری کردند و اکنون از مسئولان توقع کمک دارند.
آخرین وضعیت و وعدههای بینتیجه

دهیار روستا با اشاره به جمعیت ۲۷۰ نفری بر اساس سرشماری سال ۹۵ و افزایش آن به حدود ۷۰۰ نفر در حال حاضر، گفت که متاسفانه با بحث کمبود بارشها و آبیاری، رودخانه جاجرود به دلیل سد لتیان که برای آب شرب تهران آبگیری میشود، آب به روستا نمیرسد و خیلی از درختان و باغات کشاورزی در حال از بین رفتن است.
یکی از ساکنان درباره آخرین قول مسئولان گفت که آخرین قول داده شده این بود که اداره گاز آمده و یک بازدید میدانی داشته و دهیار پیگیر هستند، اما نمیدانند این مسئله به کجا میرسد.
وی تأکید کرد که مطالبه مردم این است که آنها هم در این مملکت سهمی داشته باشند و حداقل امکانات رفاهی ساده مثل گاز و آب را داشته باشند تا بتوانند زندگی کنند.
روستاهای نزدیک به پایتخت همچنان در انتظار گاز؛ وعدهها و کارنامه ناتمام شرکت گاز

روستای سنجریان در فاصله تنها ۵ کیلومتری شرق تهران، با قدمتی چندصد ساله، هنوز از نعمت گاز شهری محروم است؛ در حالی که مسئولان بارها از پوشش ۸۶ درصدی روستاها خبر دادهاند، اما ساکنان این روستا برای تأمین سوخت، ناچار به تهیه کپسولهای ۵۵۰ هزار تومانی از تهران هستند.
پای یک لوله گاز در میان نیست؛ بیخیالی در قبال انفجارهای مرگبار کپسولها
ساکنان روستای سنجریان در حالی برای تأمین سوخت، ناچار به استفاده از کپسولهای گرانقیمت و خطرناک هستند که شرکت گاز پردیس به سادگی از کنار این فاجعه انسانی میگذرد؛ غافل از اینکه همین بیخیالی، سالهاست جان اهالی را در معرض انفجار و گازگرفتگی قرار داده و بارها در شهرستان پردیس به مصدومیت و حتی ریزش ساختمان انجامیده است.
شرکت گاز در حالی مدعی پوشش ۸۶ درصدی روستاهای کشور است که روستای سنجریان با قدمتی چندصد ساله و جمعیتی بالغ بر ۷۰۰ نفر، همچنان در فهرست فراموششدگان قرار دارد؛ بیخیالی که در سایه مخالفتهای زیستمحیطی پنهان شده، اما هیچ توجیهی برای نادیده گرفتن حق سادهترین مطالبه اهالی یعنی یک لوله گاز ندارد.

اما در پایان این گزارش، شاید تلخترین بخش ماجرا نه در نبود لولههای گاز که در ناتوانی مدیریتی یک نهاد بزرگ دولتی در حل یک معضلِ کوچکِ محلی خلاصه میشود.
شرکت گاز که خود را متولی تأمین انرژیِ گرمابخشِ منازل ایرانیان میداند، در موردِ روستای سنجریان، حتی از ارائه یک راهکارِ موقت و اضطراری برای عبور از سرمای سخت زمستان نیز عاجز مانده است.
وعدههای پیاپی، تشکیل جلساتِ تشریفاتی و آنچه «بازی میدانی» خوانده میشود، تا کنون نه تنها گرهی از کارِ اهالی نگشوده که بر تلخیِ انتظار و یأسِ ساکنانی افزوده است که تنها چند کیلومتر با قلبِ پایتخت فاصله دارند.
انگار که شرکت گاز در رویارویی با موانعِ زیستمحیطی و طرحهای هادیِ خاکخورده، تسلیمِ بیعملی شده و در این میان، سادهترین حقِ یک روستا، یعنی برخورداری از انرژیِ پاک و ارزان، قربانیِ کاغذبازی و بیبرنامگی شده است؛ غافل از اینکه این ناتوانی، در بلندمدت، نه تنها اعتبارِ یک دستگاهِ خدمترسان را خدشهدار میکند، بلکه تصویرِ محرومیت را در چشماندازِ پایتختِ مدرن، به یک پارادوکسِ تلخ و ماندگار بدل خواهد ساخت.
انتهای پیام/