
به گزارش خبرنگار تابناک از استان تهران، جهان معاصر، رسانهها دیگر صرفاً ابزار انتقال اطلاعات نیستند، بلکه بهمثابه بازیگرانی مؤثر در عرصه سیاست و دیپلماسی ظاهر شدهاند. رویارویی ایران و آمریکا از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ تا امروز ادامه داشته که این منازعه هرگز محدود به میدانهای سیاسی یا نظامی نبوده، بلکه در قلمرو رسانهها نیز همواره جریان داشته است.
در دهههای اخیر با تحول رسانههای کلاسیک به شبکههای دیجیتال، این منازعه ابعاد تازهای یافته و به یک «بازی رسانهای» تبدیل شده است؛ جایی که مفاهیمی، چون تعادل نش، بازیهای جمعصفر، عملیات روانی و قدرت نرم نقش کلیدی ایفا میکنند.
دیپلماسی رسانهای بهرهگیری هدفمند از رسانهها برای پیگیری اهداف سیاست خارجی بوده و از دیپلماسی عمومی که وجهی بلندمدتتر و فرهنگی دارد، متمایز است.
ساختار رسانهای آمریکا، نهادهایی چون شورای حاکم بر رسانههای بینالمللی آمریکا (USAGM)، صدای آمریکا (VOA)، رادیو فردا، شبکه الحره و رادیو سوا بازوهای اصلی دیپلماسی رسانهای این کشور، بهدنبال اعمال قدرت نرم و تأثیرگذاری بر افکار عمومی خاورمیانه هستند.
در این شرایط تقابل دو روایت اصلی وجود دارد؛ از یک سو روایت ایران با محوریت مقاومت برابر سلطهطلبی آمریکا، مبارزه با استکبار و دفاع از مظلومان منطقه؛ و از سوی دیگر روایت آمریکا با تأکید بر تهدید هستهای ایران، نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم منطقهای.
مدلسازی سه وضعیت از نظریه بازیها شامل «معمای زندانی» در موضوع هستهای، «بازی مرغ» در بحرانهای منطقهای و «تعادل نش» در تقابل رسانهای، دو طرف را به رغم هزینههای بالای رسانهای، وادار میکنند که به تقابل ادامه دهند؛ زیرا توقف آن به منزله شکست در جنگ روایتها تلقی میشود.
البته منازعه ایران و آمریکا در عرصه رسانه، نمونهای تمامعیار از یک بازی استراتژیک است که در آن ادراکسازی، روایتپردازی و مدیریت افکار عمومی، هدف نهایی این بازی بزرگ محسوب میشود و رسانهها نهتنها ابزار اطلاعرسانی، بلکه بخشی از ساختار قدرت و هژمونی هستند.
یادداشت: حسین عالیشاه (کارشناس ارشد رسانه)
انتهای پیام/