آمار رو به رشد تجرد قطعی در ایران
تهران-ایرنا- 13میلیون جوان مجرد ایرانی از سن مناسب ازدواج عبور کرده‌اند. این آمار تنها بخشی از مساله ای بزرگتر است چرا که این گروه از جوانانی که در حال عبور از سن ازدواج هستند، همزمان در معرض تجرد قطعی نیز قرار گرفته اند.
کد خبر: ۷۰۰۴۶۴
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۲ 07 January 2019

به گزارش «تابناک تهران»؛ تجرد قطعی به معنای عدم ازدواج فرد است. در مفاهیم جامعه‌شناسی تجرد قطعی افرادی را در برمی‌گیرد که هرگز ازدواج نکرده و امیدی هم به ازدواج نداشته باشند. تجرد قطعی بر عکس عمومیت ازدواج، نشان دهنده عدم ازدواج تا سن 50 سالگی است. منظور از تجرد قطعی، نسبت درصد کسانی است که تا سن 50 سالگی ازدواج نکرده‌اند.
نکته ی مهمی که در تشریح این مفهوم وجود دارد بحث اختیار و اراده فرد و یا به آن صورتی که در تعاریف نظری وجود دارد، بحث تجرد قطعی خواسته و ناخواسته است.
منظور از تجرد قطعی خواسته بحث اعمال اراده فردی است یعنی فرد بنابر شرایط زندگی و ویژگی های شخصیتی این سبک را به عنوان مدل زندگی خود انتخاب می کند؛ اما در تجرد قطعی ناخواسته این اراده و اختیار وجود ندارد و به نوعی شرایط و محیط بیرون به دلایل گوناگون فرد را در چنین موقعیتی قرار می دهد و این وضعیت را به او تحمیل می کنند؛ در نتیجه در این سبک زندگی به دلیل فقدان قدرت انتخاب و اراده فردی استرس، اضطراب و افسردگی به عنوان پیامدهایی گریزناپذیر به شدت می تواند بر فرد و زندگی او اثر منفی بگذارد.
شرایط امروز جامعه ایران و مشکلات عدیده ای که چون عواملی بازدارنده مانعی بر سر راه ازدواج جوانان هستند، آنان را به تجرد قطعی ناخواسته ای سوق داده اند که نمودهای بار روانی آن را می توان به وضوح در جامعه دید.

**فیلمی که واقعی است
فیلم «شماره 17 سهیلا» (تولید1395) که اولین ساخته بلند محمود غفاری در مقام کارگردان است، روایتگر زندگی زنی در آستانه ی 40 سالگی (با بازی زهرا داوودنژاد) است که به دلیل اضافه وزن مفرط و مشکلات ژنتیکی ای که دارد از پزشک اش این هشدار را دریافت می کند که فرصت کوتاهی برای مادر شدن در اختیار ندارد و اگر سریعا ازدواج نکند این شانس را برای همیشه از دست خواهد داد. همین شرح حال کوتاه انگیزه ی حرکت و تکاپوی سهیلا به منظور پیدا کردن شریک زندگی است.
سهیلا در این جستجو برای یافتن همراه زندگی، به گذشته اش سر می زند و دوباره با آدم هایی مواجه می شود که درست و غلط از خود رانده و کنار گذاشته است. امروز سهیلا در جایگاه داوری گذشته اش با چالشی روبروست که او را مجبور به نوعی بازنگری می کند. بازنگری ای که به واسطه آن سهیلا تحقیر و به چالش کشیده می‌شود و مجبور می‌شود تا دوباره درباره خودش و موقعیت کنونی اش به فکر بپردازد.
در واقع آنچه در سهیلا تغییر کرده صرفا سن بیولوژیکی است چرا که بلاتکلیفی او همچنان سرجای خودش است؛ و این یکی از نکات جالب توجه فیلمنامه و حقیقت تلخ جاری در جامعه است؛ بی هدفی و بلاتکلیفی زندگی ایرانیان در همه سنین و آموزش هایی که متاسفانه در این زمینه داده نمی شوند. 

**آینه تمام نمای جامعه
دیالوگ های سهیلا و خواستگاران فعلی و دوستان سابقش، از جایی به بعد صرفا تکرار می شوند و فقط به دلیل کوتاه بودن زمان فیلم است که این مساله کمتر باعث دلزدگی مخاطب می شود اما همچنان به عنوان یکی از ایرادات مهم فیلم در جای خود باقی است؛ در واقع کارگردان می توانست به جای صرف تکرار و تاکید بر یک سری از مفاهیم، شخصیت سهیلا را بیشتر بپزد و اطلاعات بشتری از او به بیننده بدهد. اطلاعاتی که می توانست در ارتباط گیری قوی تر و شاید همزادپنداری بیننده با فیلم نقش موثری داشته باشد. 
تلاش زن نقش اول فیلم در جهت یافتن همسر، ضمن صحه گذاشتن به باور توده مبنی بر کم بودن موقعیت های ازدواج برای زنان در جامعه ایران در همراهی با صحبت های تحقیرآمیزی که بین او و خواستگاران بالقوه اش مطرح می شود، از جمله ضعف های نظری فیلمنامه است که بار سوگیری جنسی فیلم را بالا می برد. 
در نهایت باید گفت استفاده از تکنیک «دوربین روی دست» نه همواره و نه در همه جای فیلم جذاب نیست و می تواند باعث کاهش علاقه مخاطب به دنبال کردن فیلم و داستان شود؛ لزوم افزایش آگاهی برای استفاده از این تکنیک در تقارن محتوایی با فیلمنامه، می تواند عاملی اثرگذار در افزایش کیفیت فیلم های داستانی گردد.

**روایتی که غریب نیست
روایت زندگی سهیلا نه چندان غریب است و نه چندان ناآشنا. شاید در دهه 60 و حتی 70 میلادی چنین داستانی روایتی غیرمعمول به نظر می رسید اما امروز و با توجه به شرایط جامعه، وضعیت زندگی سهیلا برای بسیاری از مردم وضعیتی آشناست. 
تعداد سهیلاهایی که امروز در جامعه ی شهری و کلان شهر تهران زندگی می کنند کم نیست و هر روز بر تعداد آن نیز افزوده می شود. اگرچه این فیلم از بسیاری از مولفه های مهم سینمایی به دور است و از نواقص متعددی رنج می برد و در ظاهر ملغمه ای از فیلم داستانی و مستند است اما به لحاظ سوژه ای که انتخاب کرده و سعی در تشریح آن دارد فیلم باارزشی تلقی می شود. سوژه ی تجرد قطعی و نارضایتی از این بابت آن هم برای زنان در جامعه ی ایران سوژه ای سرشار از خطوط قرمز و «مگو»های اجتماعی است که خیلی از فیلمسازان دردسر رفتن به سراغ آن را به خود نمی دهند؛ در صورتی که امروز به شدت نیاز داریم که بر مواردی از این دست تمرکز کرده و به چاره جویی برای آنها بپردازیم. 
در نهایت فیلم نتیجه گیری خاصی ارائه نمی دهد و بیشتر شبیه گزارشی تلخ از یک حقیقت جاری در جامعه است. حقیقتی که در نهایت سهیلا با سبک خاصی از نفس کشیدن که برای آرام کردن خود یادگرفته است به نوعی مساله سرکوب شخصی در شرایط فرهنگی جامعه ایران را یادآوری می کند. معضلات میان‌سالی و مشکلات ازدواج در سنین بالا به‌ویژه برای دختران به عنوان ایده محوری که در این فیلم مطرح می شود یکی از مهمترین دغدغه های روز جامعه ایران است که امید است با پرداخت هایی متفاوت در قالب چنین فیلم هایی فرصت و امکان بیشتری برای طرح و چاره یابی داشته باشند. 

منبع: ايرنا
برچسب ها: شماره 17 سهیلا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار