این آخرین صحبت‌های این دو دختر نوجوان بود که الان یکی از آن‌ها بیش از یک هفته است مهمان خاک شده و داغ عظیمي بر دل مادربزرگ و برادرش و حتی جامعه گذاشته است. نیلوفر هم‌روی تخت بیمارستان خوابیده و معلوم نیست بعد از سپری کردن دوران نقاهت می‌تواند به‌عنوان یک انسان سالم که دست به خودکشی زده و دراین‌بین دوست صمیمی‌اش را ازدست‌داده زندگی کند؟
کد خبر: ۵۲۰۲۸۳
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۲ 06 November 2017
از زمانی که فیلم "خداحافظی دو دختر اصفهانی پیش از خودکشی" منتشر شده است، این فیلم کوتاه بازتاب زیادی در فضای مجازی، سایت‌های خبری و روزنامه‌ها داشته است. در ادامه تحلیل‌ها و خبرهای مختلف، همانند روز گذشته، امروز نیز چند روزنامه به واکاوی دلایل خودکشی و "فیلم خداحافظی دختران اصفهانی" پرداخته‌اند. 
جام جم در گزارشی به ابعاد مختلف این فیلم در گفتگو با دکتر فاطمه قاسم زاده، دکترای روانشناسی کودک و نوجوان و استاد دانشگاه، پرداخت که در ادامه می‌خوانیم: روز گذشته یک فیلم کوتاه چند دقیقه ای؛ یک فیلم باورنکردنی با عنوانی عجیب: «صحبت‌های دو دختر اصفهانی لحظاتی قبل از خودکشی!» از شنبه ۲۹ مهر که دو دختر اصفهانی با خودکشی شان در صدر اخبار حوادث رسانه‌ها قرار گرفتند، حدود ۱۵ روز می‌گذرد و حالا با انتشار این فیلم، بسیاری از فرضیه‌ها درباره دلایل خودکشی این دونفر بهم ریخته است.
به گزارش جام جم، حالا خیلی‌ها خواسته یا ناخواسته این فیلم را دیده اند، وصیت تصویری این دو دختر نوجوان، سه روز است که کانال‌های تلگرامی، اینستاگرام و دنیای مجازی را قرق کرده؛ فیلمی کوتاه که نقش اولش هر دو دختری هستند که چند روز پیش بین زندگی و مرگ، مرگ را انتخاب کردند. نوجوان هایی که در این فیلم با آب و تاب، با لبی خندان و چشم هایی پر از شیطنت، به همه آنهایی که بعد از مرگشان قرار است این فیلم را ببیند، سلام می‌کنند.

تماشای این فیلم شوکه کننده است، خیلی‌ها با ناباوری لحظات خداحافظی دو دختر دهه هشتادی را از دنیا تماشا کرده اند؛ لحظاتی که آن‌ها نزدیکان شان را خطاب قرار می‌دهند و خودشان را آرام و آهسته می‌رسانند به بلندترین ارتفاعی که برای خودکشی به ذهنشان آمده یعنی پل شهید چمران اصفهان و در این مسیر هیچ عاملی، هیچ دلیلی نیست که دست دلشان را بگیرد و پشیمان شان کند برای رفتن. اینکه قدم هایشان آهسته‌تر شود و پاهایشان سنگین‌تر و تردید کنند حتی چند لحظه برای استقبال از مرگ.

این فیلم می‌تواند گویای یک بحران در نسل جدید یعنی دهه هشتادی‌ها باشد، نسلی که قبلا هم حرکات دیگری برای خودنمایی از خود بروز داده بودند از جمله جمع شدن مجازی در یک پاساژ تهران که خیلی هم سرو صدا کرد.

از انتشار این فیلم در دنیای مجازی مدت زیادی نمی‌گذرد؛ فیلمی که خیلی‌ها را شوکه کرده است. ما به بهانه انتشار این فیلم، با دکتر فاطمه قاسم زاده، دکترای روانشناسی کودک و نوجوان و استاد دانشگاه، به تحلیل اتفاقی می‌نشینیم که یکی از قربانی هایش حالا زیر خروار‌ها خاک خوابیده است و دیگری، روی تخت بیمارستان به زندگی سنجاق شده.
 
 
خانم دکتر، چه دلیلی باعث می‌شودکه دو دختر نوجوان شاد و خندان از خودشان فیلم بگیرند و بعد هم خودشان را از بالای پل به پایین پرت کنند؟
همانطور که می‌دانید درباره خودکشی این دو دختر اول بحثی درباره چالش نهنگ آبی مطرح شد، اما حالا که چند روز از این اتفاق گذشته و این فیلم هم از آن‌ها منتشر شده، می‌بینیم که یک تضادی در این رابطه وجود دارد و باید با بررسی‌های بیشتر به دنبال دلایل واقعی این اتفاق بود. در حالت کلی می‌توانیم بگوییم که افسردگی یکی از عوامل منجر به خودکشی است، اما نکته اینجاست که حداقل در فیلمی که ما در این چند روز از این دو دختر دیده ایم، شواهدی از افسردگی حداقل در ظاهر مشاهده نمی‌شود، و حالت هایی دارند که در حالت معمولِ خودکشی هایی که در جامعه اتفاق می‌افتد مرسوم نیست.

یعنی همین رفتار شاد و سرحالی که دارند؟
بله همین طور است، هر دو نفر آن‌ها خیلی شاد و با انرژی به استقبال مرگ می‌روند. از نظر روانشناسی این موضوع با وقوع افسردگی در تضاد است. البته باز هم نمی‌توانیم حکم قطعی صادر کنیم. چون شاید در بررسی‌های بیشتر مشخص شود که این سرخوشی، عاملی خارجی داشته مانند مصرف مواد. البته این فقط یک احتمال است، چون همانطور که می‌دانیم یکی از نشان‌های مصرف مواد، شادی کاذب و موقتی است که به انسان دست می‌دهد. عامل بعدی‌ای که از تماشای فیلم می‌توان نتیجه گرفت، همراهی این دونفر باهمدیگر است، چرا؟ چون هرکدام در فیلم جوری صحبت می‌کنند که مبادا دیگری در تصمیمی که گرفته شک کند. پس خودِ این همراهی و دوستی نزدیک را می‌توانیم جزو یکی از دلایل گرفتن این تصمیم بدانیم.

یعنی این دو دختر نوجوان تحت تاثیر هم قرار گرفته اند؟
بله به خاطر دوستی. به خاطر رابطه نزدیک کاملا در تصمیمی که گرفته اند مشارکت دارند. البته از بعد هیجانی هم می‌توانیم به دلایل وقوع این اتفاق نگاه کنیم. همین وصیت تصویری و فیلمی که این‌ها از خودشان گرفته اند یعنی، این‌ها به عاقبت کار حداقل از نگاه خودشان فکر کرده اند. آن‌ها می‌دانند که در حال انجام کاری هستند که باعث جلب توجه دیگران می‌شود و از این موضوع هیجان زده هستند و ما این شتاب زدگی و هیجان را هم در رفتارشان در فیلم می‌بینیم.


با اینکه می‌دانند آخر و عاقبت شان مرگ است؟
بله، دقیقا و همین جاست که پای عامل‌های دیگر هم مثل خانواده، مدرسه و ... به موضوع باز می‌شود. درحقیقت اینجا ما باید ببینیم که این‌ها در چه خانواده‌ای رشد کرده اند، در چه محیطی در حال درس خواندن بوده اند. خودکشی، آن هم به این شکل با ضبط فیلم و ...، رفتاری نیست که یک دفعه و ناگهانی رخ بدهد، پشت این رفتار مدت‌ها فکر بوده. پس باید هم محیط خانوادگی شان بررسی شود هم محیط مدرسه و هم دوستان دیگر... درحقیقت یک مقطعی از زندگی این افراد و اتفاق هایی که رخ داده باعث رسیدن آن‌ها به اینجا شده، یعنی ما هم باید دنبال عوامل تشدید کننده این آسیب اجتماعی بگردیم؛ که چه عواملی می‌توانند باشند؟

من فکر می‌کنم جواب اصلی و حلقه مفقوده این اتفاق، برمی‌گردد به این که ما تا چه اندازه، نوجوانان را توانمند کرده‌ایم. ببینید نوجوانی یک سن بحرانی است. یک دوران گذار است. همان طور که جامعه وقتی در دوران گذار قرار دارد، آسیب‌هایش بیشتر نمود پیدا می‌کند دوره نوجوانی هم همین حالت را دارد. نوجوانی هم دوره گذر از کودکی به بزرگسالی است. یعنی مسئولیت‌ها، اهداف، وظایف و... همه چیز یک فرد تحت تاثیر این دوره قرار می‌گیرد. بنابراین فرد نوجوان نیازمند برخی مراقبت‌ها، توجهات و آموزش‌های ویژه است که به توانمندسازی او کمک کند و دقیقا همین جاست که اگر توانمند نشده باشد ممکن است یا خودش آسیب ببیند یا به دیگران آسیب بزند. نوجوانان ما برای اینکه درگیر آسیب‌های اجتماعی نشوند، باید مهارت‌های زندگی را آموخته باشند. اما بحث مهارت‌های زندگی متاسفانه در کشور ما جدی گرفته نمی‌شود؛ نوجوان ما یاد نمی‌گیرد که چطور مشکلش را حل کند، چون توانایی حل مساله را ندارد، نوجوان ما یاد نمی‌گیرد که خشمش را کنترل کند، عواطف و احساساتش را بشناسد، نتیجه این می‌شود که به مسائلی رو می‌آورد که اصلا اقتضای سن اش نیست.

مثل همین رابطه دوستی با جنس مخالف که در این فیلم هم دیده می‌شود؟
دقیقا. یکی از مهارت‌های دهگانه زندگی، مهارت ارتباط برقرار کردن است، ارتباط درست. بحث مهارت‌های ارتباطی همینجا مطرح می‌شود، نوجوان ما وقتی هنوز اصول اولیه یک ارتباط درست را یاد نگرفته با جنس مخالف هم وارد ارتباط می‌شود و همین جا به مشکل می‌خورد، چون چیزی از هدایت این رابطه نیاموخته. بعد عوامل دیگری مثل پنهان سازی از خانواده و مدرسه و عناصر کنترل کننده دیگر هم دست به دست هم می‌دهند و او را به سمت آسیب اجتماعی سوق می‌دهند. نکته مهم اینجاست که نوجوانی که آموزش نبیند، خودش کنجکاوی می‌کند. خودش دنبال چیزهایی می‌رود که برایش پر از علامت سوال است. متاسفانه بحث روابط دختر و پسر هنوز در جامعه ما تعریف نشده و ما فکر می‌کنیم وقتی دختر و پسر در یک محیط اجتماعی کنار هم نباشند، مشکل ارتباطی شان را حل کرده ایم، اما نمی‌دانیم که با این کار بازار روابط پنهانی شان داغ شده است.

این آسیب‌های اجتماعی نسل نوجوان ما را تهدید می‌کند؟
نمی‌توانیم به طور قطعی بگوییم همه نوجوان‌ها را، چون تعمیم کار غلطی است، ما نمی‌توانیم رفتار یک تعداد محدود و خاص را به کل یک گروه تعمیم بدهیم، همانطور که می‌بینید یک بخش زیادی از همین نسل نوجوان ما دارند خیلی عادی زندگی می‌کنند، ما افراد همسن و سال این دونفر را زیاد می‌بینیم که خیلی هم آدم‌های معقول و مسئولیت پذیری هستند و اینکه ما بخواهیم پدیده‌ای را که در جامعه رخ می‌دهد به بقیه هم تعمیم بدهیم خودش یک خطای شناختی است. اما این موضوع می‌تواند مثل یک زنگ هشدار باشد هم برای خانواده‌ها هم برای مسئولان و هم کارشناسان مختلف. اینکه ببینند، این نوع از آسیب‌های اجتماعی هم در جامعه وجود دارد و هرچند که الان زیاد نیست، اما ممکن است در آینده بیشتر شود.
 
روزنامه قانون نیز در گزارشی به بررسی ابعاد مختلف فیلم منتشر شده پرداخت و در گزارشی با عنوان "جزییات جدید از خودکشی دختران اصفهانی از روي پل شهید چمران؛ چالشی به نام «نهنگ آبی» در کار نیست" نوشت:

در حالی‌که رییس پلیس استان اصفهان مدعی است دو دختری که چندی پیش دست به خودکشی زده‌اند، تحت تاثیر چالش نهنگ آبی قرار گرفته‌بودند، تحقیقات و گفت و گو با نزدیکان دختر نجات‌یافته نشان می‌دهد آن‌ها به‌خاطر مشکلات روحی و روانی دست به این کار زده‌اند. یکی از بستگان دختر نجات‌یافته در گفت و گوی اختصاصی با قانون گفته است که نیلوفر قصد خودکشی نداشته و می خواسته مانع از خودکشی دوستش شود.برای هماهنگی به‌منظور تهیه گزارش از «نیلوفر»، دختر نوجوانی که در اقدام به خودکشی موفق نبود به سراغ روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان رفتیم تا در صورت امکان شرایط حضور در بیمارستان محل بستری او را فراهم کند.

 
اما به دلیل شرایط خاص بیمار و اینکه در بخش (ICU) بستری بود، امکان ملاقات میسر نشد. تلاش شده اسم بیمارستان محل بستری نیلوفر فاش نشود. با پذیرش بیمارستان مذکور نیز اگر تماس بگیرید، از بستری بودن چنین بیماری اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.
 
دکتر کیانوش جهانپور، رییس روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان دراین‌باره به می‌گوید: «مریض تحت مراقبت ویژه قرار دارد و تاکنون دو عمل جراحی روی آن انجام‌شده است. از طرف دیگر، والدین او به‌شدت نسبت به ورود خبرنگاران به این مساله واکنش نشان داده‌اند».
 
وی در پاسخ به این پرسش که آیا «نیلوفر» - دختر نجات یافته- تاکنون حرفی درباره اقدام به خودکشی زده است، خاطرنشان می‌کند:«مریض هوشیاری‌اش را به دست آورده اما پاسخ واضحی نمی‌دهد. ما هم به خاطر والدین او و اینکه اولویت، درمان جسمی اوست وارد این موضوع نشدیم. از سوی دیگر چون در (ICU) بستري شده، دسترسی به وی محدود است».
 
از وی در خصوص ورود آموزش ‌و پرورش به این موضوع سوال می‌کند که پاسخ می‌دهد: «معلمان آموزش ‌و پرورش و گروه‌های خودجوش از این سازمان، برای ملاقات آمده بودند که با توجه به محدودیت‌ها امکان ملاقات نبود. آموزش‌وپرورش در حوزه مشاوره نیز اقدام کرده و به‌طور حتم با نیلوفر مشاوره خواهند داشت ولی در شرایط فعلی این کار عملی نیست. بیمارستان نیز بعد از اقدامات درمانی و توصیه‌های پزشک، از مشاوران مرکز علوم پزشکی دانشگاه اصفهان برای بررسی ابعاد روان‌شناسی این اتفاق استفاده خواهدکرد».

عمل‌های جراحی روی دختر نجات‌ یافته
به گفته دکتر جهانپور، تاکنون دو عمل جراحی روی نیلوفر انجام‌شده است. استخوان پاها و دو مهره گردن آسیب جدی دیده‌اند و جراحی دیگری روی ستون فقرات او انجام خواهد شد. اگر مسیر درمان با موفقیت طی شود، احتمال دارد نیلوفر ظرف 6 ماه آینده بتواند با عصا راه رفتن را آغاز کند اما این اتفاق به پروسه درمان و توان درمانی بعد از عمل‌های جراحی بستگی فراوانی دارد.

بیمارستان در بی‌خبری
فضای بیمارستانی که نیلوفر در آن بستری است، عادی به‌نظر می‌رسد و گذشت چند روز از این اتفاق،سبب شده راهروهای بیمارستان نیز از پچ‌ پچ و صحبت‌های درگوشی بیماران و ملاقات‌کنندگان و مراجعه‌کنندگان پیرامون خودکشی دو دختر نوجوان خالی باشد. سر صحبت را با یکی از مراجعه‌کنندگان باز می‌کنیم و از او در مورد اقدام به خودکشی آن دو صحبت می‌کنم.
 
زن میانسالی که مادر چند فرزند است، می‌گوید:« خدا خودش بهمان رحم کند. نمی‌دانم این چه بازی بوده که باعث شده این دخترها با خودشان این کار را انجام دهند. من از وقتی شنیدم مرتب گوشی بچه هایم را چک می‌کنم مبادا با گوشی‌های‌شان بازی کنند».
 
زن جوانی وارد گفت‌و‌گوی‌مان می‌شود و می‌گوید: «بازی کجا بوده خانم؟ خودم در اخبار خواندم که وزیر ارتباطات تکذیب کرده آن‌ها به خاطر انجام بازی نهنگ آبی خودکشی کرده باشند. شايد مشکلی با خانواده یا کس دیگری داشتند که دست به این کار زدند. شاید هم... حرفش را می‌خورد و ادامه نمی‌دهد».
 
ولی من در ذهنم به مسائل روحی و روانی فکر می‌کنم که می‌تواند بر رفتارهای انسان تاثیر بسزایی بگذارد.

نیلوفر قصد خودکشی نداشت
در مسیر تهیه گزارش، موفق می‌شوم همکلاسی سال گذشته نیلوفر را پیدا کنم. «ه-ح» دختر 15 ساله‌ای است که به گفته خودش تا کلاس هشتم با نیلوفر همکلاس بوده و از طرف دیگر با او نسبت فامیلی نیز دارد.
 
او می‌گوید: «نیلوفر قصد خودکشی نداشت. من از اقوام شنیدم که با اینکه کامل به هوش نیامده، گفته نمی‌خواسته خودش را از پل پایین بیندازد و رفته دست دوستش را بگیرد که خودش را نیندازد پایین که پایش سر خورده و او هم پایین افتاده. می‌گویند پاهایش خرد شده و دو مهره گردنش هم شکسته است. توی فامیل می گویند احتمال می‌دهند فراموشی کامل بگیرد».
 
او ادامه می‌دهد: «نيلوفرتک ‌فرزند است و تا پارسال که باهم همکلاس بودیم، خبر داشتم که رابطه خوبی با پدرش نداشت؛ یعنی رابطه‌شان دوستانه نبود. ولی می‌گویند به خاطر بازی نهنگ آبی دست به خودکشی زده نه به خاطر رفتارهای پدرش. تا پارسال که باهم همکلاس بودیم، ندیده بوم چنین بازی را انجام بدهد. مرداد هم که خانه‌شان رفته بودم، چیزی دراین‌باره نگفت. مادرش هم از این موضوع بی‌خبر است».
 
از خانواده «عسل» - دختر جانباخته- هیچ اطلاعی ندارم. شنیدم مادرش فوت‌شده و او هم تک فرزند است. الکی خودشان را انداخته‌اند پایین.در فیلمی که به‌تازگی از آن‌ها منتشر شده است، آن‌ها با هم شوخی می کنند و انگار نه انگار قرار است خود را از بلندی به پایین پرت کنند. شاید در لحظات ابتدایی این فیلم هیچ بیننده‌ای تصور نکند قصد خودکشی دارند ولی آن‌ها این کار را انجام می دهند.
 
دیالوگ‌های زیر بخشی از گفت و گوی آن‌هاست که قابلیت انتشار دارد.

عسل: سلام به تمام کسایی که دارند ما رو ميبینن و همچنین کسایی که خیلی با غرور باهامون رفتار کردن. الان راهی پل عابر پیاده هستیم.

نیلوفر: نه. پل ماشین‌رو.

عسل: یک‌سری حرف‌هایی بود که حال نوشتن وصیتنامه نداشتیم (با خنده) ما حال درس خوندن هم نداریم، چه برسد به نوشتن وصیتنامه. می‌خواستم بگم خیلی دلم براتون تنگ میشه، میدونم کار اشتباهیه ولی شرایط اینجوری ایجاب میکنه.

نیلوفر گوشی را می‌گیرد: (با شوخی) واقعا جیگرم کباب شد. منم سلام می‌کنم به تمام کسایی که این فیلم رو میبینن به خصوص آقا محمد. دارم می‌میرم به خدا (نوعی ترس از اقدام به خودکشی) دیدی راست بود؟ دیدی فکر کردی شوخی می‌کردم؟

عسل: زود باش

نیلوفر: دیدی بهت گفتم بیا، خر شدی نیومدی. خرشدی

عسل: فقط خداوکیلی مشکی نپوشید که ...

نیلوفر: دقیقا. میایم تو خوابتون و میبریمتون. حالا کجا میریم؟ بهشت یا جهنم، وای!

عسل: رفتیم خبرتون می‌کنیم. به خواب تک‌ ‌تکتون میام. علی‌الخصوص...

نیلوفر: محمد هم بگو

عسل: مسخره‌‌بازی بسه. خداوکیلی خیلی دوستون داریم اما شما هم کم حرص ندادید. چاره‌ای نیست. چی کارکنیم؟

نیلوفر: مراقب مامان منم باشید، گناه داره. نی‌نی داره.

عسل: مراقب داداش منم باشید. اون دیگه نه آجی داره نه مامان.

نیلوفر: همون که گوشت خالیه. واقعا خیلی سخته.

عسل: اینجا پارک محله است. خیلی باهاش خاطره داریم. خیلی ترس داره. مثل خر چیز خوردیم. 40 هزارتومن دادیم چیز خوردیم. امیرعلی یک ماه شد خبری ازم نگرفتی؛ اما این بار که خبر بگیری، خبر مرگم‌رو می‌شنوی. خیلی دلم برات تنگ میشه. برای همه آرزوی خوشبختی می‌کنم.

نیلوفر: خداحافظ. خداحافظ

این آخرین صحبت‌های این دو دختر نوجوان بود که الان یکی از آن‌ها بیش از یک هفته است مهمان خاک شده و داغ عظیمي بر دل مادربزرگ و برادرش و حتی جامعه گذاشته است. نیلوفر هم‌روی تخت بیمارستان خوابیده و معلوم نیست بعد از سپری کردن دوران نقاهت می‌تواند به‌عنوان یک انسان سالم که دست به خودکشی زده و دراین‌بین دوست صمیمی‌اش را ازدست‌داده زندگی کند؟

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار